هانا نویمان: سپاه پاسداران و رژیم ایران یک تهدید امنیتی برای اروپا هستند.
روابط ایران و اتحادیهٔ اروپا خصوصاً با حمایتهای تهران از مسکو در جنگ علیه اوکراین، وارد مرحله تازهای شد.اتحادیهٔ اروپا که در پی اعتراضات سال ۱۴۰۱ در ایران موسوم به «زن، زندگی، آزادی»، در حمایت از معترضان، بستههای تحریمی علیه تهران تصویب کرده بود، با فروش پهپادهای ایرانی به روسیه، بر شدت فشارهایش بر جمهوری اسلامی افزود.با گسترش برنامهٔ هستهای ایران و دور شدن هر چه بیشتر تهران از توافق موسوم به «برجام»، سه قدرت اروپایی، فرانسه، آلمان و بریتانیا – که خارج از اتحادیه است – مجازات ایران در آژانس بینالمللی انرژی اتمی را پی گرفتند و دو قطعنامه علیه تهران در شورای حکام این نهاد تصویب کردند. در این روزها زمزمههایی شنیده میشود که شاید این کشورها، بهدنبال پیگیری پروندهٔ هستهای ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد و حتی اجرایی کردن مکانیسم ماشه باشند.به موازات این تحولات، سه کشور اروپایی یاد شده گفتوگوهایی را در ژنو با مقامهای جمهوری اسلامی ايران پیش بردهاند و طرفین در تلاشند تا راهی برای جدیتر شدن ِ آن پیدا کنند. در واشینگتن، یک ماه است که دونالد ترامپ وارد کاخ سفید شده و او از احتمال مذاکره با ایران در زمان اعمال کارزار فشار حداکثری سخن گفته است.همه اینها روابط تهران و بروکسل را در وضعیتی بغرنج قرار داده است. اتحادیهٔ اروپا چه راهی را باید یا میتواند در قبال تهران در پیش بگیرد.هانا نویمان، رئیس هیئت روابط با ایران در پارلمان اروپا، در گفتوگو با رادیوفردا میگوید: سپاه پاسداران و رژیم ایران در حال حاضر یک تهدید امنیتی برای اتحادیهٔ اروپا به شمار میروند.اگر ما یک شریک مذاکرهٔ قابل اعتماد داشته باشیم که بدانم وقتی به توافق نزدیک میشویم، میتوانیم یک معامله را امضا کنیم و توافق واقعی است، من طرفدار مذاکره هستم. زمانی که این معامله شامل بهبود وضعیت، عمدتاً برای مردم داخل ایران، در مورد حقوق بشر، در مورد آزادیهای سیاسی، در مورد آزادی بیان، در مورد آزادی زندانیان سیاسی شود. مشکل اینجاست که متأسفانه رژیم چنین نقشآفرینیای ندارد. ما در سالهای گذشته چندین بار تلاش کردهایم که با این رژیم در مورد برجام معامله کنیم و آنها از مذاکرات پا پس کشیدند.
ما مشکلات زیادی پیرامون این توافق داریم و یکی به وضوح این بود که ترامپ از برجام خارج شد. بله. توافق کاملی نبود اما حداقل، غنیسازی گسترده در ایران را متوقف کرد و به ما این امکان را میداد که اگر چنین کند آن را کنترل کنیم.وقتی ترامپ توافق را ترک کرد، ما به عنوان طرف اروپایی نمیتوانستیم در بخش تحریم قدم برداریم. ما اینستکس را امتحان کردیم که به وضوح کار نکرد و این وضعیتی است که هنوز تا امروز آن را برطرف نکردهایم.امروز در زمینه دادگاه بینالمللی لاهه هم همین وضعیت را داریم. ترامپ دادگاه را تحریم کرد، افرادی که برای دیوان کیفری بینالمللی کار میکنند، تحریم میشوند. و حالا یک سری شرکت اروپایی داریم که به دلیل اینکه نمیخواهند کسبوکار خود را در ایالات متحده از دست بدهند، بیش از حد به این تحریمها پایبند هستند. آنها این تحریمها را طوری اجرا میکنند که انگار ما آمریکا هستیم. درحالیکه ما روندهای قانونی خود را داریم، چیزی داریم که به آن قانون مسدودکننده میگویند. ما میتوانیم به نوعی شرکتها را مجبور کنیم که این کار را به دلیل رعایت قوانین انجام ندهند. اما پس از آن فقط روی کاغذ وجود دارد، زیرا ما مکانیسمی نداریم که مثلاً خسارت شرکتهایمان را جبران کنیم. بنابراین ما هم اکنون باید تکالیف خود را انجام دهیم و متأسفانه خود را از تصمیمات خودسرانهٔ ایالات متحده مستقل کنیم.اول اینکه هیچکس نمیداند دولت ترامپ در حال انجام چه کاری است. میشنویم که قرار است معاملهای انجام دهند. فشار حداکثری وارد کنند. فشار حداکثری برای دستیابی به توافق وارد کنند. من مطمئن نیستم برنامه آنها چیست و حتی نمیدانم آیا خودشان میدانند که چه برنامهای دارند یا نه. معلوم نیست سیاست مشخصی در قبال جمهوری اسلامی ايران دارند یا ایران هم بخشی از یک توافق بزرگتر برای ایجاد تغییرات در جهان است که آن فرد تازه در کاخ سفید و پوتین در حال انجام آن هستند و بقیهٔ دنیا مهرههای روی صفحه شطرنج هستند. به همین دلیل، در چنین وضعیت نامعلومی، نمیتوان گفت که اتحادیه اروپا باید همراه آن باشد یا خیر.
مورد دوم اینکه من فکر میکنم ما به عنوان اتحادیهٔ اروپا باید تصمیمات خود را در قبال ایران داشته باشیم، خصوصا اگر دولت ترامپ به سمتی برود که ما به صورت بنیادین با آن موافق نباشیم. وظیفهٔ ما این است که همیشه از طرف مردم ایران که از این رژیم رنج میبرند و به نمایندگی از هر کس دیگری در منطقه، که قربانی این جنگهای نیابتی و تاکتیکهای نیابتی سپاه هستند، صحبت کنیم. این باید نقش و هدف اصلی ما باشد. و اگر این در معجزهای بازتاب پیدا کند که ترامپ قرار است انجام دهد و تمام خاورمیانه، از جمله مشکل رژیم ایران، را حل کند، خب، بله، شاید ما بتوانیم بخشی از آن شویم. جمهوری اسلامی ايران برای من فعلا روشن نیست که او چگونه میخواهد به آنجا برسد.خیلی روشن بگویم سپاه پاسداران در حال حاضر تهدیدی برای امنیت اروپاست. وضعیتی که نیابتیهایشان در خاورمیانه ایجاد کردهاند، حمایت از حماس علیهٔ ، حمایت از حزبالله، حمایت از حوثیها که به کشتیهای خودمان تیراندازی میکنند، و اکنون در تلاش برای تقویت تسلط بر عراق هستند؛ اینها تهدید است. همه اینها در همسایگی اتفاق میافتد و نه تنها به این دلیل که مردم این کشورها بهدلیل بیثباتی به سمت اروپا میآیند، بلکه بر امنیت ما تأثیر میگذارد. همچنین حمایتشان را از روسیه در موضوع اوکراین میبینیم. بنابراین واضح است که رژیم در حال حاضر یک تهدید امنیتی است.علاوه بر این، من عمیقاً به موضوع حقوق بشر، جامعه مدنی و مردم ایران اهمیت میدهم. لذا اینطور نیست که عدهای باشند که فقط بخواهند از منظر امنیت و ثبات روی موضوع تمرکز کنند؛ افراد زیادی هم هستند که عمیقاً به ایرانیان اهمیت میدهند. و درست میگویید که ما در عین حال درگیر این معما هستیم که راه فراری نیست.اگر رژیم ایران را با بمب هستهای داشته باشیم، برای ما، منطقه و همچنین برای مردم داخل ایران خطرناکتر میشود. چون حالا دیگر بمب دارند، و مهم نیست که چقدر در زمینه رفتار با شهروندان خود حماقت به خرج میدهند، کنارزدنشان بسیار دشوارتر میشود.به کره شمالی نگاه کنید. کل جمعیت ممکن است قحطی بکشند، اما آن مرد بمب هستهای دارد. و به همین دلیل است که ما کاملاً گیر کردهایم. از همین رو من هنوز فکر میکنم که تلاش برای یافتن راهی به منظور جلوگیری از دستیابی این افراد به بمب هستهای، نیازمند تلاش زیادی است. راهی که هم از دستیابی به بمب جلوگیری میکند، باید ضمانتهای کافی داشته باشد، و درعین حال رژیم را تقویت نکند؛ در بهترین حالت شرایط را برای مردم داخل کشور بهبود دهد، حتی شاید به گونهای که روزی راه و ابزاری برای غلبه بر این رژیم پیدا کنند.

ليست هناك تعليقات:
إرسال تعليق