سودای خامنهای برای بازسازی نیروهای نیابتی و چشماندازی که تیره تر شده است.
سودای خامنهای برای بازسازی نیروهای نیابتی و چشماندازی که تیره تر شده است.
رهبر جمهوری اسلامى ايران ، بهزعم خود خطوط اصلی نقشهٔ راه «جبهه مقاومت» پس از سقوط حکومت بشار اسد را ترسیم کرد و با تهدید مخالفان و منتقدان سعی کرد روحیهٔ بههمریختهٔ پایگاه اجتماعی نظام را بهبود ببخشد. او همچنین مدعی شکست حتمی نظام جدید سوریه نیز شد.علی خامنهای در سخنانش از یک طرف منکر «نیابتی» بودن گروههای عضو «جبهه مقاومت» شد و از طرف دیگر مدعی شد جمهوری اسلامی برای انجام اقدامات منطقهای نیازمند «گروههای نیابتی» نیست.خشی از مخاطبان سخنان وی جریانهای سیاسی و امنیتی غربی و اسرائیل بودند که در هفتههای اخیر با اشاره به زمینگیر شدن «جبهه مقاومت» بر آسیبپذیری جمهوری اسلامی مانور دادهاند.اما نکتهٔ جالب در سخنان اخیر او این بود که بهجای خطاب قرار دادن افرادی که از ضرورت حملهٔ نظامی اسرائیل و آمریکا به حکومت ایران سخن میگویند، آنتونی بلینکن، وزیر خارجهٔ آمریکا، را بهصورت غیرمستقیم هدف حمله قرار داد.درحالیکه حرف اصلی بلینکن در مصاحبهٔ مورد اشارهٔ او رد کردن سیاست «تغییر رژیم» در ارتباط با ایران در آمریکا و ناکارآمدی آن بوده و تنها بر ضرورت دفاع از خواستههای مردم ایران تأکید کرده بودهشدارهای خامنهای دربارهٔ کسانی که بهتأسی از «دشمن» به دنبال ترساندن، هراسافکنی و ناامید کردن هستند، یادآور حملات وی به رسانههای اصلاحطلب در نیمهٔ دوم دههٔ هفتاد خورشیدی بود.
این اظهارات که بهمنزلهٔ تدوین خطوط سیاست تبلیغی نظام و تشدید فشار از سوی نهادهای اطلاعاتی است، برخلاف ظاهر آن میتواند نشانگر ضعف و استیصال باشد.مخاطب اصلی سخنان و فعالیت شبکهٔ مداحان حکومتی، بخش مردد و «مسئلهدارشدهٔ» پایگاه حکومت است که نسبت به درستی سیاستهای رسمی و صلاحیت خامنهای برای هدایت نظام دچار تردید شدهاند.در این فضا، رویکرد تخیلی، تبیین خوشبینانه و نادیده گرفتن واقعیتها هستهٔ سخت قدرت را آسیبپذیر میکند. در واقع آقای خامنهای با صدور پیام مبنی بر اینکه مسیر ریلگذاری شده و پروژهها تغییر نکرده و «جبهه مقاومت» بیاعتنا به ضربات سهمگینی که متحمل شده، باید به ماجراجویی پرریسک ادامه دهد، نگرانیها از تداوم شکستهای سنگین را در آنها افزایش میدهد.درعینحال، مصلحتاندیشی در تأخیر عملیات موسوم به «وعدهٔ صادق ۳» نیز بخش افراطی بسیجیها را مأیوس و ناراضی کرده است. هشدار رسانههای نزدیک به سپاه پاسداران همچون «تسنیم» و «فارس» نسبت به ضرورت تناسب حرکت «نیروهای انقلابی» با آهنگ قدمهای «رهبری» در این چارچوب قابل درک است.ولی در شرایط کنونی، امیدآفرینی نسبت به امکان خیزش جوانان سوری در آینده، با توجه به تجربهٔ طیشده و واقعیتهای کنونی، بیشازحد آرزواندیشانه به نظر میرسد.مفروض گرفتن حتمیت ناامنی در امروز و فردای سوریه علاوه بر نادیده گرفتن ناامنی و هراس نهادینهشدهٔ سوریهٔ تحت حکومت دیکتاتوری حزب بعث در شش دههٔ گذشته، نشانگر سرمایهگذاری جمهوری اسلامی بر ثباتزدایی و گسترش ناامنی در سوریهٔ پسااسد است.اما از آنجا که جمهوری اسلامی ايران در ۱۴ سال گذشته در ایجاد نیروی شبهنظامی بومی در سوریه موفق نبوده.
گزینههای در دسترس آنها در کوتاهمدت برای همکاری مخفیانه بهصورت بالقوه، داعش و گروههای اسلامی سلفی تندرو مخالف اسد هستند که در سیاستگذاری جدید احمد الشرع در چارچوب «اعتدال» ممکن است از وی جدا شوند و عَلَم مخالفت مسلحانه بلند کنند.جمهوری اسلامی ايران سابقهٔ همکاری تاکتیکی با داعش و دیگر سازمانهای سنی سلفی جهادی را دارد که در منظومهٔ اعتقادیاش تحت عنوان «تکفیری» نکوهش میشوند.در میانمدت نیز یارگیری از اعضای حزب بعث بیکارشده، ناراضیان و متضرران از وضعیت جدید سوریه میتواند اهرمی در دست نیروی قدس سپاه باشد تا پس از بازیابی توان حزبالله لبنان، نیروی جدید نظامی-ایدئولوژیک از آنها تشکیل دهد. اما تحقق این احتمال هم ضعیف است. تاکنون در جوامعی که اهل سنت در آنها اکثریت بالایی دارند، جمهوری اسلامی موفق به تشکیل نیروی نیابتی یا همسو نشده است.دیگر مانع، کشورهای سنی (ترکی-عربی) در جهان اسلام هستند که با حمایت در برابر کارشکنیهای جمهوری اسلامی با توان بیشتری برخورد خواهند کرد.جمهوری اسلامی این بار حتی حمایت روسیه و بخشی از «جبههٔ مقاومت» چون حماس و حوثیها در یمن را نیز ندارد؛ گروههایی که ایالات متحده آنها را سازمان تروریستی میداند.خزانهٔ جمهوری اسلامی در حدی پر نیست که بتواند بار مالی رویارویی و بازسازی ویرانیها را تأمین کند. حنای «دفاع از حرم» نیز امروز، با توجه به باز بودن حرمها و رعایت حرمت آنها از سوی هیئت تحریر الشام و دیگر گروههای اسلامگرای جهادی سوری دیگر رنگی ندارد.
بواسطة behar Ali
في
ديسمبر 25, 2024
تقييم:

ليست هناك تعليقات: