مسئلۀ هستهای و انتخابات ایران؛ هراس تندروها و بیاعتنایی رأی دهندگان؟
مسئلۀ هستهای و انتخابات ایران؛ هراس تندروها و بیاعتنایی رأیدهندگان؟
ازده سال پیش، در خرداد ماه ۱۳۹۲، وقتی حسن روحانی در رقابتهای تبلیغاتی انتخابات ریاست جمهوری از جیب خود کلیدی بیرون آورد و وعدۀ بازشدن قفل تحریمهای هستهای را مطرح کرد، نقطۀ عطفی در باب اهمیت فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی پدید آمد؛ ترازی تازه برای ارزیابی وعدهها و شعارهای انتخاباتی و عملکرد رؤسای جمهور در ایران.روحانی با عنایت به همان وعدهها برای رفع تحریمها و توافق با قدرتهای جهانی موفق شد بر رقبای خود که رویکرد مشخص و راهگشایی در قبال گفتوگوهای هستهای و تحریمهای شورای امنیت نداشتند، پیروز شود.او در شرایطی موفق شد از گفتمان «حل مسئلۀ هستهای» برای پیروزی خود در انتخابات آن سال بهره ببرد که شورای امنیت سازمان ملل در مدت هشت سال ریاستجمهوری محمود احمدینژاد، شش قطعنامه علیه تهران تصویب کرده و با این حال، رئیسجمهور وقت آن قطعنامهها را «کاغذپاره» خوانده بود.سعید جلیلی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، از رقبای حسن روحانی در انتخابات ریاستجمهوری ۹۲ بود که در طول سالهای پیش از آن، دستاوردی جز تحریمهای فصل هفتمی شورای امنیت برای ایران در چنته نداشت.دیگر رقیب او، علیاکبر ولایتی، وزیر خارجۀ دولتهای علی خامنهای و اکبر هاشمی رفسنجانی بود که با سابقۀ دیپلماتیکش در مناظرههای انتخاباتی بیش از همه در این باره سخن میگفت.محمدباقر قالیباف و محسن رضایی هم برای این مسئله که در آن زمان، از دغدغههای اصلی رأیدهندگان ایرانی بهشمار میرفت، برنامه یا راهکار روشنی نداشتند.مجموعۀ این تحولات احتمالاً از مهمترین مؤلفههایی بود که مسئلۀ فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی را به نقطۀ کانونی مباحث انتخاباتی مبدل کردند و پیروزی نهایی روحانی را در انتخابات ۹۲ رقم زدند.
اشارۀ شریعتمداری به قطعنامهای است که بعد از ۱۸ ماه از سوی شورای حکام علیه ایران صادر و از مقامهای جمهوری اسلامی خواسته است تا فوراً همکاریهای خود را با آژانس گسترده و به پرسشها و ابهامات مربوط به این پرونده پاسخ دهند.این اتفاق در شرایطی رخ داده که در مدت ۳۴ ماه ریاستجمهوری ابراهیم رئيسی، دولت او و طرفدارانش با تأکید بر انگارههایی مانند «گره نزدن معیشت مردم به مذاکرات هستهای» تلاش داشتند گفتوگوهای هستهای را کماهمیت جلوه دهند.آنها کوشیدند این مسئله را در اذهان عمومی بهگونهای به تصویر بکشند که تهران میتواند غنیسازی اورانیوم ۶۰ درصدی داشته باشد، بر حجم ذخایر اورانیوم خود بیفزاید و در عین حال، نه تنها به پرسشها و ابهامات آژانس پاسخ ندهد که حتی بازرسان این نهاد بینالمللی را هم اخراج کند و همچنان آب از آب تکان نخورد.بهنظر میرسد پس از ۱۸ ماه، کشورهای غربی و بهویژه اروپایی به این نتیجه رسیدهاند که رویکرد پیشین در قبال ایران پاسخگو نیست و مقامهای جمهوری اسلامی قصد ندارند گامی مثبت در جهت تنشزدایی و اعتمادسازی بر سر برنامۀ هستهای خود بردارند.البته چه بسا این قطعنامه، گام نخست برای نابودی کامل توافق هستهای موسوم به برجام پیش از انقضای آن در سال آیندۀ میلادی باشد تا محدودیتهایی که در ۱۰ سالگی این توافق به پایان میرسند، عملاً از میان بروند.اما دلایل هرچه باشند به هراس گروهی درون حلقههای قدرت جمهوری اسلامی دامن زده است؛ چنانکه پیشتر علی شمخانی، مشاور سیاسی علی خامنهای و دبیر سابق شورای امنیت ملی، در صفحۀ ایکس خود (توئیتر سابق) نوشته بود: «اگر برخی کشورهای اروپاییِ کجفهم در آستانۀ انتخابات ریاستجمهوری ایران، بخواهند در نشست آتی شورای حکام آژانس، موضع خصمانهای نسبت به برنامۀ صلحآمیز هستهای ایران اتخاذ کنند.
در نتیجه بخش مهمی از نگرانیهای تندروهای حکومت میتواند با رویکردی مشابه آنچه شورای نگهبان در طول دهههای اخیر و بهویژه در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۰ در پیش گرفت، برطرف شود؛ یعنی حذف هر نامزدی که ذرهای با هستۀ مرکزی قدرت در جمهوری اسلامی زاویه پیدا کرده است.با این حال، برای مشاهدۀ خروجی نهایی شورای نگهبان باید چند روز دیگر تأمل کرد تا روشن شود که ۱۲ عضو وفادار به علی خامنهای در نهایت، چه سازوکاری برای انتخابات ریاستجمهوری پیش رو در نظر خواهند گرفت.اگر فرض بگیریم یک نامزد اصلاحطلب و یا فردی مانند علی لاریجانی که در سالهای اخیر بیش از آنکه یک اصولگرا باشد به شخصیتی میانهرو و نزدیک به حسن روحانی مبدل شده، بتوانند از فیلتر سخت شورای نگهبان عبور کنند، آیا میتوان کار را پایانیافته تلقی کرد و دولت آینده را کابینۀ میانهروها و اصلاحطلبان دانست؟میتوان انتظار داشت که هر نامزد میانهرو یا اصلاحطلبی که در فهرست نامزدهای نهایی قرار بگیرد از ظرفیت حل اختلافات در مذاکرات هستهای و احیای برجام و مسائلی مشابه سخن خواهد گفت.همین حالا هم گروهی از آنها با شعار «راهگشایی کنیم»، بیانیهای را با امضای ۱۵۱ نفر منتشر کردهاند که از ایرانیان خواستهاند با حضور در انتخابات اجازه ندهند «مسیر افراطگرایی در سیاست خارجی و دو قطبیسازی و اعمال تحریمها علیه ایران» ادامه یابد.با این حال، بعید به نظر میرسد که حتی این وعدهها هم بتوانند در دیدگان جامعۀ دلسرد و خستۀ ایرانی مؤثر بیفتد و فضای سنگین «تحریم انتخابات» را دگرگون کند.
بواسطة behar Ali
في
يونيو 08, 2024
تقييم:

ليست هناك تعليقات: